تبليغاتX
و باید گفت باز از عشق

و باید گفت باز از عشق

بچه ها من برای مدت طولانی نیستم پس تا وقتی برگردم

 

خدا نگهدار!

+نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت15:28توسط لیدا | |

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت15:18توسط لیدا | |

باز اینجا تنها نشسته ام

میون قصه ی شب ها

کاشکی که تو هم می بودی

پیش من امشب تو اینجا

زندگی رنگشو باخته

آخه دیگه نیستی خونه

صدای چشمای نازت

گمشده تو این زمونه

کاشکی من تنها نبودم

نمی رفتی کاشکی اون روز

نمی دونی چی شدم من

وقتی رفتی توی اون روز

شادی روزای ابری

قصه تم هنوز قشنگه

انتظارتو کشیدن

توی رویام همه رنگه

کاشکی بودی کاشکی بودی

زندگی بی تو یه رنگه

کاشکی بودی نازنینم

تا که زندگیم برنگه

+نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت20:18توسط لیدا | |

 

"ببار بر من ای باران

ببار بر من

غصه هایم را بشوی

و نگاهم را با خود به دشتها ببر

وصدایم رادر گوش او بپیچان

ببار بر من و برو به سوی او

وبرایش بگو از من,بگو از دوری او

بگو از تنهایی من

صدایم را که که صدایش می کند به پیش صدایش ببر

و صدایش را که جوابم می دهد به سوی من آر

ای باران,ای اشک های آسمان بی کران

صدای بغض آسمان را چه خوب پیش من می آوری

وخودت را چه خوب بر سرم می ریزی

کاش جای تو بودم ای باران

و مانند قطره های بی کران تو می باریدم

کاش قطره ای بودم از تو

کاش قطره ای بودم!"

 

 

 

+نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت15:11توسط لیدا | |

 

ترنم باران در کوچه کوچه های بهار

صدای زمزمه ی تو را آورد به یاد

صدای تو همواره در گوشم می پیچ

که می گویی برو,برو به دنبال سرنوشت

چرا هرچه صدایت کردم نیامدی

صدای تو را همواره می شنوم

در قطره قطره ی باران

در عبور لحظه ها در باد

در ندای هاشور خیال

و در صحبت دوستانه ی دوست

چرا هرکس که می خواندت نمی روی پیشش

جرا به پیش آن کس می روی که نمی خواهد

بیا به سویم که بیش از همه تو را خواهم

بیا که به درگه حق هر چه خواندمت نیامدی

بیا که زندگی ام نباید بیش از این باشد

بیا که زود تر بروم سوی حق با شادی

صدای ترنم باران درون هستی من

صدای نم نم حرکت تو به سوی دوری من

صدای گم شدن من است در هستی

ندای آواز غم است در دل من

پس بیا ای"مرگ"!

 

+نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت22:7توسط لیدا | |

امروز دلتنگم

دلتنگ نگاه بی بدیل تو

دلتنگ آن لحظه های ناب عاشقی

هنوز دوستت دارم

و نمی دانم ,نمی دانم چرا هنوز دلتنگت می شوم

نمی دانم چرا هنوز احساسم مرا ترک نکرده

نمی دانم چگونه باید  سنگینی دوریت را بر دوش کشم

وای که چقدر دلم تنگ است

کاش بودی

کاش می ماندی

کاش...

+نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت22:28توسط لیدا | |

 

                                     

+نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت14:59توسط لیدا | |

اگه شبا بدون تو زندگیمو سر می کنم

ستاره ها رو تک به تک

عاشق و پر پر می کنم

اگه روزا به یاد تو آسمونو خط می زنم

ابرای پف کرده رو من

 یکی یکی آب می کنم

اگه توی دنیای خواب

بیامو مهمونت بشم

دونه دونه خواباتو من

رنگی و بهتر می کنم

ببین نگار زندگی

چه جوری عاشقت شدم

حالا بدون تو همش

خاطره تو سر می کنم

روزای با تو بودنو

دوباره از بر می کنم!

 

+نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت14:53توسط لیدا | |