تبليغاتX
و باید گفت باز از عشق

و باید گفت باز از عشق

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت14:22توسط لیدا | |

امروز روز هدیه دادن است و هدیه ی من,باارزش ترین چیزی که شایسته هدیه

 دادن است,عشق پاک من استاگرچه این عشق هم هدیه ی خود توست!

امروز روز این عشقهای پاک است و هدیه ی من به تو قلب شکسته و کوچک من

 است.و تو هدیه ات پیشاپیش به من داده ای و چه هدیه ی بزرگی!

قلب من,خالی ترین دشت روزگار,با گل عشق تو مزین شده و حال زیباترین دشت

 احساس را به تو هدیه خواهم داد.

جانان من,وجود پرمهر تو را درتنگنای روزگارم بالاترین ناجی یافتم و اکنون وجودم را

 در وجود تو می بینم!

حال باور من این است:من و تو دیگر ما نمی سازد.این واژه ها تنها منمی سازد و

 این زیباترین واژه ی عمر است.

جانان من,با هم بودن تنها راه گفتن احساس نیست زیباترین راه بیان خوشبختی

در فکر هم بودن است.در فکر تو بودن است,در فکر همین منبودن است!

هدیه ی من به تو در این روز پاک این احساس عاشقانه است...

دوستت دارم!

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت14:13توسط لیدا | |

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت0:38توسط لیدا | |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت0:15توسط لیدا | |

دوباره ولنتاین اومد

خوش به حال اونایی که یار خودشونو پیدا کردن

ما که هنوز داریم میگردیم

معلوم نیست کی پیداش کنیم

ولنتاین مبارک!!!

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت23:56توسط لیدا | |

اشک ها هم دیگر ارام بخش قلب خسته ام نیست

غمگین تر از آنم که باران یارایم باشد

و تنها تر از آنکه چشمهایم همراهم شوند

خدای بزرگ این دل کوچکم

تنهایم مگذار

پناهم باش

قلب من نای این سنگینی را ندارد

کمکم کن

پروردگار من

...

+نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت12:42توسط لیدا | |

همیشه به خودم میگفتم عاشق تنهاییم اما حالا که معنی تنهایی رو می فهمم

دلم نمی خواد تنها باشم.

می خوام اینبار اینجا از دلم حرف بزم

از اینکه چقدر غمگین و تنهام

دلم می خواد داد بزنم بگم خدایا برا چی آخه واسه چی انقدر تنهام

یکیو می خوام که بهم جواب بده

بهم بگین چیکار کنم که احساس لعنتی تنهایی رو نداشته باشم

من خیلی تنهام خیلی...

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت23:40توسط لیدا | |

+نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت9:55توسط لیدا | |

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم پر

 پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم يادمان

 باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم يادمان باشد اگر

خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

+نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت9:48توسط لیدا | |

امشب به یاد تک تک ِ شب ها دلم گرفت در اضطراب کهنه ی غم ها ،

دلم گرفت انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد در التهاب ِ خیس ِ ورق ها

، دلم گرفت ! از خواندن تمام خبر ها تنم بسوخت ... از گفتن تمام غزل ها

دلم گرفت ... در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو ... در آتش ِ گرفته سراپا... دلم

گرفت ! متروکه نیست خلوتِ سرد دلم ولی از ارتباطِ مردم ِدنیا دلم گرفت !

 یک رد ِ پا که سهم ِ من از بی نشانی است! از رد ِ خون که مانده به

هر جا دلم گرفت!!

+نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت21:16توسط لیدا | |

سلام

بچه ها یکی از دوستای خوبم حالش خیلی بده

براش دعا کنین

من که براش ۱۰۰ تا صلوات نظر کردم

امیدوارم خوب شه

شما هم براش دعا کنین

                               لیدا

+نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت21:4توسط لیدا | |