باز هم دلتنگم باز هم ویرانم و چه ویرانی عشق آلودی! باز می ترسم بگویم آری باز هم وحشت از گفتن نه! و چه سردرگمی شیرینی باز هم می دانم باز هم خواهی بود باز هم خواهی گفت عاقبت باز در اندیشه ی شب ماه من خواهی شد! باز هم دلتنگم باز هم می دانم دوستت میدارم و چه احساس شراب آلودی مست مستم امشب لحظه ای در بر تو بوسه ای می طلبم تو پرم کن از عشق!!!
+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت21:48توسط لیدا |
|